این روزها سرگرم امتحانات هستم.نه اینكه وقت نداشته باشم توی وبم چیز بنویسم،وقت دارم ولی به خاطر مامان گلم نمی نویسم و دست به لپ تاپم نمی زنم كه مامانی حرص نخوره.البته مامانی می دونه من درسامو بلدم .می دونه نمره هام خوبند ولی مامانه دیگه ببینه من سیستم دست می زنم حرص می خوره.یكی از امتحاناتم رو هم ندادم یعنی رفتم سرجلسه ولی برگه ندادم كه نمره نذارند برام.آخه حالم خوب نبود و برای امتحان نخوندم باید ببخشید بیرون روی داشتم و یكسره گلاب به روتون دستشویی بودم فرصت نشد بخونم . سرجلسه هم حالم خراب بود. مامانم زنگ زد به مدرسه كه اگه دیر رسیدم اجازه بدهند تا برم سر جلسه بعد معاونمون گفت اگه نخوندی می خوای سر جلسه نرو نمره خرداد تو برات می ذارم .
راستی عاشق آقای فقیهی هستم. دخترش هم بعداز 20سال به دنیا اومده كه اسمش رو گذاشتند دیانا.عكسهای دیانا و اتاقش توی گوشیم ذخیره كردم.خداكنه اشكان(پرهام) هم مثل این دیانا زیبا باشه و خواستنی.فردا امتحان زیست شناسی دارم .بهتره بشینم یه كم بخونم.
ادامه مطلب
